دانلود فیلم سناتور

استوار حقگو مقدار زیادی هروئین را که در کامیونی جاسازی شده است, کشف می کند. علی حقیقت, راننده کامیون, از وجود هروئین ها اظهار بی اطلاعی می کند. با اطلاعاتی که علی در اختیار استوار حقگو می گذارد استوار در می یابد که شبکه ورود و توزیع هروئین را سناتوری انتصابی رهبری می کند. او ماجرا را به اداره آگاهی و شهربانی اطلاع می دهد, اما آنها از پیگیری ماجرا طفره می روند …

خوجه ممد به‌دلیل مسائل گذشته زندگی خود و افشاگری علیه رئیس سابق شیلات, مورد سوء ظن مأمورین دولتی و رئیس وقت شیلات قرار دارد, اما او که تنها به دو تار خود دل خوش دارد از درد سر و رویارویی با مأمورین دولتی اجتناب می‌کند تا اینکه قصد کشتن وی در سردخانه شیلات توسط مأمورین دولتی با بستن در سردخانه توسط دوست معتمد وی, صورت می‌گیرد..

دانلود فیلم دادشاه

دوست محمد بلوچ (دادشاه) در مخالفت با اصل چهار و مجریان آن در زاهدان یکی از حامیان اصل چهار به نام سردار درانی را به دار می کشد . ژاندارم ها روستای محل سکونت دادشاه را می سوزانند و همسرش را به اسارت می برند . دادشاه به پاسگاه حمله می برد و یک گروه ارتشی را که برای دستگیری او آماده شده اند تار و مار می کند.

دانلود فیلم دیار عاشقان

علي, كه سرباز احتياط است, به جبهه فراخوانده مي شود. او كه زندگيش را در صلح و آرامش گذرانده مايل نيست به خط مقدم اعزام شود. روزها را به كار در آشپزخانه مي گذراند تا آن كه با دوست قديمي اش, مجتبي, كه بسيجي است, رو به رو مي شود. رابطه علي و مجتبي و بعد مرگ مجتبي, علي را متحول مي سازد…

به سازمان امنیت اطلاع داده می شود که فردی متعلق به یک گروه ضدرژیم در رستوران کندو قرارگذاشته است. افراد سازمان آن فرد و مردی که گمان می کنند با او قرار داشته را دستگیر می کنند. فرد اصلی در جریان فرار گلوله خورده و کشته می شود ,…

گروهانی از نظامیان ایرانی موفق می شوند در یکی از قلعه های مهم دشمن مستقر شوند. دشمن قلعه را محاصره و اطراف آن را مین گذاری می کند. افراد درون قلعه با کمبود مهمات و آذوقه روبه رو می شوند. یک افسر ارتش, که تخصص اش خنثی کردن مین است, با دو تن دیگر, برای رساندن ملزومات به افراد درون قلعه, عازم منطقه می شوند و برای ایجاد یک معبر امن برای رساندن تدارکات مشغول خنثی کردن میدان مین می شوند…

اسد, بزرگ مالک و سرمایه دار روستا, دهقانی به نام کاک خان را زیر فشار قرار می دهد تا زمینش را برای احداث جاده کارخانه به او و اگذار کند. کاک خان امتناع می کند و برای دادخواهی به شهر نزد شازده, پدر اسد, می رود. ملاقات شازده نیز مشکلی از کاک حل نمی کند وقتی به روستا باز می گردد با جسد پسرش رو به رو می شود, که افراد اسد به قتل رسانده اند. همسرش نیز از ضربه وارده عقل باخته است. کاک از اسد انتقام می گیرد. شازده با ایادی خود به روستا می رود. کاک با کمک شخصی به نام محمد جان قمشه ای تعدادی از همراهان شازده را از پا در می آورد و پس از کشته شدن محمد جان دستگیر و به اعدام محکوم می شود.