دانلود فیلم مکافات

ناخدا حیدر با لنج خود مسافر و بارهای تجارتی حمل می کند. در یکی از سفرها دریا طوفانی می شود و ناخدا برای نجات جان مسافرها اموال تاجری به نام غفور را به دریا می ریزد. در پی شکایت غفور ناخدا را در پاسگاه ژاندارمری حبس می کنند تا اینکه دوست قدیمی اش, ناخدا اسماعیل که…

دانلود فیلم راز خنجر

دو دوست در قبائل ترکمن, عاشق خواهرهای یکدیگر هستند. پدر یکی از آن دو بیست سال قبل بطور مرموزی به قتل رسیده است. راز قتل را تنها پیرمرد آوازه خوانی می داند که مدتهاست قبیله را ترک کرده و در گوشه ای از صحرا زندگی می کند. زن شوهر مرده به ازدواج پسرش رضایت نمی دهد…

دانلود فیلم لعنتی خنده دار

سیامک جوانیست که بعد از مدتی اشتغال به تهیه داروهای کمیاب و همچنین کلیه برای بیماران, به دلالی قلب برای بیماران نیازمند پیوند پرداخته است. از همین رو وی همیشه و همه جا به دنبال یافتن مواردی است که شخصی بر اثر مرگ مغزی, مستعد اهدای اعضا باشد و در نتیجه او قلب فرد درگذشته را برای یکی از سفارش دهندگانش خریداری نماید. این در حالیست که خانواده ی وی چه مادر و چه نامزدش که دختر خاله اش نیز می باشد, از شغل او اطلاعی ندارند و…

این فیلم روایتگر زندگی مردی به نام حشمت است که وضع مالی خوبی ندارد ولی خیلی اتفاقی مجسمه ای از جنس طلا که بسیار گرانبها است را پیدا می کند او تصمیم می گیرد تا این مجسمه را بفروشد و وضع مالی اش خوب شود او به کمک مردی به نام ارشد تصمیم به فروش مجسمه می گیرد ولی رفتار ها و رفت و آمدهای مشکوک حشمت و ارشد شک همسایه ها را برمی انگیزد تا اینکه ….

دانلود فیلم آکو

آکو نوجوانی کرد برای باربری به بازار تهران آمده‌است. او مسئولیت حمل یک بار قیمتی را بر عهده می‌گیرد. دزدیده شدن این بار موجب وقوع حوادث و پیامدهایی برای آکو می‌گردد.

جهان نور که با نرگس ازدواج کرده درصدد است تا صاحب خانه شود. زمردیان, صاحب یک جواهرفروشی, خانه ای در اختیار جهان نور می گذارد تا او را بر ضد رقیب خود جواهریان با خود همراه کند. آن دو چهارشنبه عزیز را که گمان می کنند فرزند جواهریان است گروگان می گیرند, اما متوجه می شوند که پسرک نه فقط فرزند جواهریان نیست, بلکه جواهریان از غیبت او خشنود است. زمردیان با کمک جهان نور وانمود می کند که جواهرهایش به سرقت رفته و از بیمه طلب خسارت می کند

آقای دشتبان که کارمند بوده, بازنشسته می شود و این بازنشستگی شروع اختلافات او با همسرش در خانه است. دختر دانشجوی آقای دشتبان خواستگاری به نام مهران شکوری دارد که در همسایگی آنهاست و از محبوبه و خانواده اش جواب منفی گرفته است, اما خواستگار دیگر محبوبه که بهروز نام دارد مورد علاقه ی اوست و خانواده هم موافق هستند. وقتی دایی بهروز برای تحقیق به محل زندگی محبوبه می رود آقای شکوری پدر مهران, اطلاعات نادرستی در مورد آقای دشتبان و خانواده اش به او می دهد و دایی هم مظنون می شود. از طرفی آقای دشتبان مجبور می شود مهریه همسرش را یک نفر شتر بوده به خانه بیاورد و این اتفاقات به هم گره می خورد…

نرگس به تنهایی وظیفه نگهداری از سه فرزند خود را به عهده دارد. شوهرش امیر که به دلیل اعتیاد چهار سال در زندان بوده آزاد می شود. زن ابتدا شوهر را نمی پذیرد, اما به دلیل علاقه فرزندانش به پدر فرصتی دیگر به او می دهد. امیر موفق نمی شود کاری پیدا کند. خسرو خان, رهبر یک شبکه قاچاق و توزیع مواد مخدر, ‌که امیر به او بدهکار است, او را برای همکاری تحت فشار قرار می دهد. امیر قصد دارد با فروش خانه بدهی اش را بپردازد, با مخالفت همسر و فرزندانش او از تصمیم خود پشیمان می شود و بر ضد خسرو خان می شود و به آغوش خانواده باز می گردد.