روایت جوانی به نام داداست که قطعه زمینی به خان (ولی‌الله شیراندامی) می‌بخشد تا او که رسم دارد هر نوعروسی را در شب اول ازدواجش تصاحب کند, از زن او دست بکشد. خان می‌پذیرد اما در شب عروسی دادا…

خسرو و مرتضا در یک ماموریت برای کشتن کسی قرار می گیرند. ترور باید به عنوان یک خودکشی جلوه کند. با این حال در واپسین لحظه, آن ها وادار به تغییر برنامه های اولیه خود می شوند…

«شبی که ماه کامل شد» روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالیست که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است. در این مسیر, برادرش با او همراه می‌شود اما در میانه راه, اتفاقاتی برای آن‌ها رقم می‌خورد.

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش می‌گذراند. یک روز آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا دست به اقدامی هیجان‌انگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظره‌ای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز, به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که رخ می‌دهد, از اساس دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد…

داستان از یک مهمانی شروع می‌شود که لیدا (پریناز ایزدیار) به همراه همسرش (امیر جدیدی) به آن دعوت شده‌اند. لیدا عکاس است وشوهرش فرزاد دقیقا مشخص نیست چه کاره است. کیوان دوست این دو نفر (صابر ابر), نامزد جدیدی به نام رها (ماهور الوند) گرفته و او را هم به مهمانی آورده است. این چهار نفر در راه برگشت به خانه با یک چیز یا کسی تصادف می‌کنند و فرار می‌کنند. فرزاد که پشت رل نشسته بوده سرتاپا استرس دارد و پیشنهاد می‌دهد که جمع دوستانه‌شان بروند جایی در آرامش با هم صحبت کنند تا ببینند دقیقا باید چه کار کنند. آنها به خانه رها که تنها زندگی می‌کند می‌روند و…

داستان جذاب فیلم با موضوعی خاص و اجتماعی در مورد رفاقت سه دوست حکایت دارد که در گذر زمان هر کدام در مسیرهای متفاوتی قرار میگیرند…

پایان یک سکوت طولانی! امیر و هما پس از مدتی یکدیگر را می یابند در حالیکه یک انتخاب بیشتر ندارند, سیانور یا زندگی! و آنها زندگی را انتخاب می کنند.

پس از مراسم عروسي, عروس و داماد همراه خويشاوندان داماد راهي روستاي محل سكونت خود مي شوند. طوفان سختي در مي گيرد عروس و داماد راه را گم مي كنند و به قصري پناه مي برند…

دختر جوانی به نام سریر اقدام به خودکشی می کند , دکتر مهیار به مداوای او می پردازد وسعی می کند تا به علل این حادثه پی ببرد که درگیر حوادث ناخواسته ای می شود …