دانلود فیلم غزل

غزل و داریوش به هم علاقه مندند, اما خانواده غزل با ازدواج آن دو مخالف است. وقتی غزل را به خاطر رابطه با داریوش از دانشگاه اخراج می کنند, او از داریوش می خواهد تا تکلیفش را روشن کند. داریوش که زندگی نابسامانی دارد با دوست صمیمی اش اسی که از شهرستان آمده و در یک نمایشگاه اتومبیل کار می کند زندگی می کند. اسی به داریوش پیشنهاد می دهد که با دزدیدن اتومبیل گران قیمت و فروش آن, مشکلاتش را حل کند. داریوش اتومبیل خسرو را می دزدد و می فروشد و با غزل قرار می گذارد که به خارج از کشور بروند, اما لو می رود و دستگیر می شود. پول ها نزد غزل است و او سعی می کند با بازگرداندن آنها به خسرو رضایت او را برای آزادی داریوش به دست آورد.

دختر جوانی بنام آنیک نیاز شدید به پیوند قلب دارد. او به همراه پزشکش به بیمارستانی می‌روند که پسر جوانی بنام امیر که در شب ازدواجش طی نزاعی دچار مرگ مغزی شده را به آنجا آورده‌اند. از آنجا که خانواده امیر وی را زنده می‌پندارند تلاش‌های دکتر برای راضی کردن آن‌ها به پیوند به نتیجه نمی‌رسد. همزمان پدر دختری بنام معصومه که او نیز به قلب نیاز دارد ولی مانند آنیک وضعیتش حاد نیست سعی می‌کند با پرداخت پول به خانواده امیر آن‌ها را راضی کند که او نیز موفق نمی‌شود و …

داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران که در سال‌های 1295 تا 1297 و در کوران جنگ اول جهانی و در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ داد را روایت می کند.

دانلود فیلم راز خنجر

دو دوست در قبائل ترکمن, عاشق خواهرهای یکدیگر هستند. پدر یکی از آن دو بیست سال قبل بطور مرموزی به قتل رسیده است. راز قتل را تنها پیرمرد آوازه خوانی می داند که مدتهاست قبیله را ترک کرده و در گوشه ای از صحرا زندگی می کند. زن شوهر مرده به ازدواج پسرش رضایت نمی دهد…

این فیلم روایتگر زندگی مردی به نام حشمت است که وضع مالی خوبی ندارد ولی خیلی اتفاقی مجسمه ای از جنس طلا که بسیار گرانبها است را پیدا می کند او تصمیم می گیرد تا این مجسمه را بفروشد و وضع مالی اش خوب شود او به کمک مردی به نام ارشد تصمیم به فروش مجسمه می گیرد ولی رفتار ها و رفت و آمدهای مشکوک حشمت و ارشد شک همسایه ها را برمی انگیزد تا اینکه ….

دانلود فیلم آکو

آکو نوجوانی کرد برای باربری به بازار تهران آمده‌است. او مسئولیت حمل یک بار قیمتی را بر عهده می‌گیرد. دزدیده شدن این بار موجب وقوع حوادث و پیامدهایی برای آکو می‌گردد.

جهان نور که با نرگس ازدواج کرده درصدد است تا صاحب خانه شود. زمردیان, صاحب یک جواهرفروشی, خانه ای در اختیار جهان نور می گذارد تا او را بر ضد رقیب خود جواهریان با خود همراه کند. آن دو چهارشنبه عزیز را که گمان می کنند فرزند جواهریان است گروگان می گیرند, اما متوجه می شوند که پسرک نه فقط فرزند جواهریان نیست, بلکه جواهریان از غیبت او خشنود است. زمردیان با کمک جهان نور وانمود می کند که جواهرهایش به سرقت رفته و از بیمه طلب خسارت می کند